داستان ما

این روزها تعریف کار خیر بسیار گسترده شده است. شاید قبلاًهر زمان صحبت ازکار خیر می‌شد، کمک‌های معیشتی به ذهن می‌رسید؛ اقداماتی مانند تأمین جهیزیه، کمک‌هزینه درمان بیماری‌ها یا کمک‌های خاص به ایتام؛ اما امروزه گستره کار خیر از این‌ها فراتر رفته است. خدمات آموزشی و اجتماعی ازجمله اقدامات مدرنی هستند که در دایره کار خیر قرار می‌گیرند. حتی بازه سنی خیرین نیز دگرگون‌شده است. امروزه در کنار حاج‌آقاها و حاجیه ‌خانم‌های بازنشسته و بازاری‌ها و افراد‌ متمول، دانشجویان و جوانانی جای گرفته‌اند که آن‌ها هم اگرچه شاید بهره‌ای از ثروت مادی نداشته باشند، اما دانش خود را وقف کرده و با علمشان کار خیر انجام می‌دهند؛ به محلات کم برخوردار حاشیه‌ شهرها می‌روند و کودکان در معرض آسیب را آموزش می‌دهند.

هرساله بنیاد «CAF»، وضعیت کشورهای مختلف جهان در سه شاخص جهانی نیکوکاری را بررسی و گزارش می‌کند. طبق آخرین گزارش این بنیاد، ایران در مجموع شاخص ها جایگاه 23 در جهان را به خود اختصاص داده است.اگرچه وضعیت اقتصادی و بحران بازار داخلی ایران در سال جاری در کاهش رتبه ایران نسبت به سال‌های گذشته بی‌تاثیر نبوده است ولیکن نشان داده است که ایرانیان همواره در هر سختی و مشکلی کنار هم وطنان خود بوده اند.

به اذعان سازمان بهزیستی کشور، بیش از 8 هزار و 200 موسسه خیریه تا سال 1397 مجوز فعالیت خود را از سازمان بهزیستی کشور دریافت کرده‌اند و مشغول به کار می‌باشند. همچنین تعداد موسسات خیریه در کشور روز به روز در حال افزایش است و هم اکنون 45 هزار موافقت نامه اصولی برای انجام مراحل بعدی تاسیس موسسات خیریه و همچنین 38 هزار پروانه فعالیت برای موسسات خیریه پیشین صادر شده است.

موسسه دیدبان پس از بررسی و تحلیل فعالیت های مختلف خیریه در عرصه آبادانی مناطق محروم کشور، آسیب های اساسی ذیل را شناسایی کرده است:

به عنوان نمونه:

  • احداث مدرسه در مکانی که عشایر صرفا در تابستان در آن محل توقف داشته و مدرسه عملا خالی مانده است.
  • احداث پروژه کشاورزی در محلی که دچار کم آبی بوده است
  • توزیع هفتگی مواد غذایی به روستاهای برخوردار، در حالی که روستاهای همجوار از تامین نیازهای اولیه ی غذایی شان درمانده اند.

به عنوان نمونه:

  • احداث دو مسجد در فاصله ی کمتر از یک کیلومتر در یک روستای 100 خانواری
    یک روستا توسط چند خیریه تحت پوشش خدمت یکسان قرار گرفته و فرهنگ کار و تلاش روستاییان را نابود کرده است.
  • ساخت یک درمانگاه جدید در محلی که درمانگاه دیگری با درصد پیشرفت 90درصد به علت اتمام بودجه خیر ، سالیانیست که هنوز به بهره‌برداری نرسیده است.

به عنوان نمونه:

  • تخصیص دستگاه تصفیه آب به مناطقی که در نقشه ی توسعه شرکت آبفا بوده و به زودی آب با کیفیت از طریق لوله کشی به آنجا خواهد رسید .

به عنوان نمونه:

  • ارسال مسواک و پک های بهداشتی بانوان برای روستاییانی که فرسنگ ها از استاندارد های بهداشتی دور بوده اند و نحوه ی به کارگیری آن ها را نمیدانستند.
  • تبدیل شدن سرویس بهداشتی به آخورحیوانات به علت عدم شناخت و آموزش روستاییان

به عنوان نمونه:

  • احداث زمین بازی در روستایی که اکثریت قریب باتفاق اهالی روستا به علت نبود آب آشامیدنی سالم درگیر بیماری های کلیوی هستند.
  • سرمایه گذاری در پروژه اشتغال زایی در محل هایی که روستاییان هنوز از تأمین نیازهای اولیه خود مانند بیماری های مسری و فلج کننده درمانده اند.

به عنوان نمونه:

  • عایق بندی نکردن سقف مدرسه موجب بلااستفاده شدن محل پس از یکسال شده است

به عنوان نمونه:

  • درمانگاه ، مدرسه یا تصفیه خانه آب از طرف یکی از اهالی روستا مصادره شده است و صرفاً با دریافت پول، اجازه استفاده به دیگر روستاییان می‌دهد.

و اینچنین بود که دیدبان فعالیت خود را آغاز کرد…
ما که هستیم؟